تبليغاتX
پنجره اي كاش باران مي شدم مي چكيدم مهربان بر گونه ات / مثل يك صبح بهاري مي شكفت خنده ي رنگين كمان بر گونه ات
عاشق شدي ؟
عاشق شدي ؟

به نام تنها ترین تنهاییم که در روزهای تنهایی تنهایم نمی گذارد

 

 

با یک شمع کوچک هم می توانی

سایه ای داشته باشی

و

عاشق باشی

خورشید را بهانه مکن

            آن سوتر انتظار

از چشم های خاک می روید

و زرد رنگ مقدس درختان است

به نشانه ی اصالت خورشید

 *********************************************

تو را در قلب شعرم می گذارم

                                         به نام عشق آن را می نگارم

تمام حرف در شعرم این بود

                                      تو را تا بی نهایت دوست دارم

 




+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 18:18  توسط مرتضی
 

درباره ی وبلاگ

logo

هر كه معشوق هست عاشق نيز هست در دل او عشق شور انگيز هست
آري آري‌ ، عاشقان بر حسن يار عاشق اند و حسن باشد پرده دار
عشق معشوقان ولي بر عشقا ست عشق ، خود آتش مزاج و بي حياست

 

 

فهرست
 

 

پيوندهاي روزانه
 

 

نوشته هاي پيشين
 

 

آرشيو موضوعي
 

 

پيوندها
 

 

امکانات وبلاگ:
 

 

طراح قالب
 


 

 

 



پنجره ! اي كاش باران مي شدم مي نشستم بر نگاه خسته ات / با حكايت هاي شادي از نسيم باز مي شد اخمهاي بسته ات