گم شد ميان فاصله ها اعتمادمان
كاري نكرد چشم تو با انجمادمان
وقتي قفس شكست كبوتر نداشتيم
تا پر به آسمان بدهد امتدادمان
جز يك صداي پاي شكسته نمانده است
باور مكن كه مانده در اين فصل زرد باغ
از خاطرات پنجره چيزي به يادمان
اين گرگ و ميش را عوض مي توان گرفت
يا نا بجاست يا كه بجا بامدادمان
در اين تهي ز آبي و سبز اين هميشه تار
اي كاش مي رسيد نگاهت به دادمان
*************************
* دوست داشتن * محبت *
* * *
* ************************
* عشق * عاشق شدي *
* * *
*************************